بررسی جنبههای نادیده گرفته شده از قانون مجازات اسلامی
سنگسار یعنی کشتن محکوم با پرتاب سنگ.
ذهن جمله را میپذیرد اما تخیل از ساختن تصویر این نوع از مردن باز میماند؛
سنگ کوبیدن به سر و صورت یک جاندار دستبسته و بدون دفاع ...
سنگ خوردن به سر و صورت تو که تا سینه در خاک دفنت کرده باشند ...
سنگ زدن و باز هم سنگ کوبیدن آنقدر که ...
آیا میمیری؟
چهقدر طول میکشد تا بمیری؟
یعنی او ذرهذره جان داد ...
قانون مجازات اسلامی بارها مورد نقد قرار گرفته اما همچنان اعتبار آن تمدید شده، شاید به یک دلیل واضح و آن این که هنوز افکار عمومی ما در مقابل مفاد این قانون حساسیت لازم را نشان نداده و گرنه حکم سنگسار که حالا اینچنین مورد توجه قرار گرفته و تغییر آن خواسته میشود تا همین چند سال پیش مورد نقد صریح نبود و با همین قانون دهها انسان دیگر قبل از این بیسر و صدا کشته شدهاند.
اما سوال در این جا است آیا حالا حتا با اجرای حکم سنگسار جعفر کیانی، کسی متوجه اهمیت مواد این قانون و روح حاکم بر آن میشود؟
ناگفته پیداست که قانون سنگسار نمونهای است بین مواد دیگر قانون مجازات اسلامی که ظاهرا بسیاری از این مواد اجرا نمیشود اما میتواند اجرا شود چون قانون است.
این قانون آثار خود را به جا میگذارد آنقدر که نشاندهنده فرهنگی باشد که قساوت و خشونت را چون سایهای از ارضای جنسی با خود یدک میکشد و گویا مخاطب این قانون فقط در حد اعلای خشونت و قساوت ارضاشدنی است.
تاکنون هیچ حقوقدانی به نحوه صلیب کردن مفسدان فیالارض، بریدن دست و پای آنها و محکومان به حد سرقت، نحوه قصاص عضو و اعدام و مجازات و زدن شلاق به محکومانی که بعد از جرم دیوانه شدهاند و ... نپرداخته و شاید کمتر فعال حقوق بشری نسبت به حذف این قوانین فعالیتی کرده باشد.
آنها اصل را بر این گذاشتهاند که در قرن 21 کسی به صلیب کشیده نمیشود ...
بله شاید ...،
اما شاید ما از اجرای آن مطلع نباشیم و شاید هم امیدوار باشیم که خودکار هیچ قاضی از حروف فارسی، کلمه تصلیب را نسازد.
مجرم را به صلیب میبندند و این بستن نباید به نحوی باشد که موجب کشته شدن او شود( مثلا او را خفه کند) سه روز مجرم روی صلیب میماند و اگر زودتر مرد پایین میآورند. (1)
قطع کردن دست و پای مفسدان فیالارض یکی دیگر از انواع مجازات ذکر شده در این قانون است که مثل بریدن دست و پای دزدها اجرا میشود.
قصاص عضو از انواع مجازاتی است که نحوه اجرای آن بهطور مفصل شرح داده شده؛ چشم را در مقابل چشم درمیآورند و گوش را درمقابل گوش میبرند و زبان را درمقابل زبان ... (2)
غیر از جنبههای خشن مجازاتهایی که در این قانون تعیین شده جنبه دیگری هم قابل مشاهده است و آن منطق متکی بر شانس و اقبال موجود در آن است.
اگر مواد این مجموعه را مطالعه کنیم باور نخواهیم کرد که چنانچه روزی در اثر یک حادثه بیربط مورد اتهام بیجا قرار بگیریم با چنین قانونی در مورد ما قضاوت خواهد شد.
من اسمش را میگذارم قانون بدبیارها.
هر کس که بد بیاورد و گیر این قانون بیافتاد پای خودش.
در جایی اگر مرد باشی و از خویشاوندان یک متهم به قتل غیرعمد، ممکن است مجبور شوی به جای او دیه مقتول را بپردازی. (3)
اگر ناگهان از خویشاوندان شما گلولهای برای خنده شلیک کند و انسانی را بکشد شما اقوام ذکور ایشان باید دیه مقتول را بپردازی.
اگر این اسمش بدبیاری نیست شما اسمش را چهمیگذارید؟
جای دیگر: اگر متهم به قتل بودید و فرد دیگری هم متهم به همان جرم بود و شک قوی بود که یکی از شما دو نفر قاتل هستید بین شما دو نفر قرعه کشی میشود تا قاتل معلوم شود و دیه را بپردازد خب اگر قرعه به نام شما افتاد ... (4)
جای دیگر: اگر خدایناکرده دم پیری زنایی مرتکب شدی در حالی که همسر پیرت هم حی و حاضر بود فکر نکن چون پیر هستی رحم میکنند و با سنگ به سراغت نمیآیند اما بدتر این که باید بدانی و آگاه باشی که در بدبیاری آخر عمر باید تاوان دیگری هم بدهی چون پیر هستی، اول باید 100 ضربه شلاق نوش جان کنی و بعد میفرستند به سمت گودال مربوطه. (5)
جای دیگر: اگر روزی پس از انجام اعمالی زشت زد به سرت و دیوانه شدی فکر نکن حالا چون دیوانهای رحم میکنند بلکه تو را در همان حال جنون که نمیدانی دنیا دست کیست و در اطرافت چه میگذرد زیر تازیانه میگیرند و چه بسا پای چوبه دار ببرند. (6)
جای دیگر: اگر زن هستی دیه کل جان تو به اندازه بیضه چپ یک مرد نیست چون بیضه چپ مرد معادل دو سوم دیه کامل یک مرد است و دیه تو به اندازه یک دوم دیه کامل یک مرد.(7)
و دقت باید کرد که جان یک انسان با کل هستی و حیات اعضای خود معادل فقط حس بویایی (یا سایر حواس و اعضای) اوست؛ یعنی اگر فقط حس بویایی یک نفر را از بین ببری و یا بهطور کامل او را بکشی دیهای که می پردازی یکی است.
حالا چنانچه خوب فکر کنی میفهمی که ممکن است کجا بد بیاوری درست آن جا که مضروب به جای مردن مصدوم شود. آن وقت تو دچار قانون بدبیاری میشوی و باید از خودت ناراحت باشی که چرا به جای پرداختن یک دیه کامل مجبور هستی چندین دیه کامل بپردازی.
وقتی نظایر این مواد قانونی را در قانون مجازات اسلامی مطالعه میکنیم ناخودآگاه از خود میپرسیم چه راه حلی را به جز دعا خواندن و ذکر فرستادن وجود دارد تا ما دچار این قانون نشویم.
باید از مردمان بیخیال پرسید در سایه چه قانونی احساس امنیت میکنند تا ما هم به آن جا پناه ببریم. قانون آدمهای خوششانس که برای خود مصونیت ابدی قائلند؟
و پرسش اصلی این است: چه وقت به این تعیین مجازاتهای دهشتناک و غیرمنطقی و روشهای عجیب اثبات جرم در قوانین جاری پایان داده خواهد شد.
(1) ماده 195-در مجازات مفسدین فیالارض
مصلوب کردن مفسد و محارب بهصورت زیر انجام میگردد:
الف- نحوه بستن موجب مرگ او نگردد.
ب- بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد میتوان او را پایین آورد.
ج اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت.
ماده201- نحوه اجرای حد سرقت و محاربه : بریدن چهار انگشت دست راست از کف دست
ب- قطع پای چپ تا نصف قدم
(2) در قصاص عضو برخی از مواد 272 تا 289:
- برای رعایت تساوی قصاص با جنایت باید حدود جراحت کاملا معلوم شود و اگر در حین قصاص او حرکت کند قصاصکننده مقصر نیست.
ماده282- ابزار قصاص باید تیز و غیرمسموم و مناسب با اجرا قصاص و قطع و جرح مخصوص باشد.
- هر گاه شخصی که دارای یک چشم است چشم یکی را که یک چشم دارد دربیاورد باید یک چشم او را درآورد و نصف دیه هم بگیرد.
- هر گاه شخصی مقداری از گوش کسی را قطع کند و او بتواند گوش را به سر جای خود پیوند دهد باز هم جانی قصاص میشود اما پس از بریده شدن گوشش کسی نمیتواند مانع چسبانده شدن گوش او گردد.
(3) ماده305 – در دیه خویشاوندان
در قتل خطای محض درصورتی که قتل با شهادت شهود و یا علم قاضی و یا قسم مدعی ثابت شود دیه بر عهده بستگان ذکور نسبی پدر و مادری به ترتیب طبقات ارث خواهد بود و اگر به دلیل اقرار ثابت شود خود او مسئول پرداخت دیه است.
(4) ماده- 315 قرعهکشی برای تعیین قاتل
اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر کدام مدعی باشد که دیگری کشته و علم اجمالی بر وقوع قتل توسط یکی از دو نفر باشد و حجت شرعی بر قاتل بودن یکی اقامه نشود با قید قرعه دیه از یکی از دو نفر گرفته میشود.
(5)ماده 84: مجازات پیرزن و پیرمرد زانی محصنه
بر پیرمرد و پیرزن زانی در زنای محصنه قبل از سنگسار صد ضربه شلاق زده میشود.
(6)- ماده 180- مجازات دیوانهها و حذف حقوق انسانی آنها:
هر گاه محکوم به حد بدون اینکه نوع حد را مشخص کند دیوانه یا مرتد شود حد از او ساقط نمیشود !
ماده 222 – فرد هر گاه عاقل دیوانهای را بکشد قصاص نمیشود.
(7) - نمونهای از تعیین مجازات دیه
دیه: ماده 368-هر گاه کسی موی سر و صورت مردی را از بین ببرد که دیگر نروید عهدهدار دیه کامل خواهد بود.
435- دیه بیضه چپ دو سوم دیه کامل و بیضه راست یک سوم دیه کامل است.
(8)- مواد 239- و 248: اثبات قتل با قسم شاکی
درصورت وجود قرائن که موجب مظنون شدن قاضی به قاتل بودن و جارح بودن یک نفر مدعی و شاکی میتواند 50 نفر مرد از بستگان خود را حاضر کند و آنها قسم بخورند و فرد مورد ظن قصاص شود.
طبق ماده 249 آنها میتوانند به جای افرادی که کم هستند قسم بخورند و خود متهم طبق تبصره این ماده میتواند 50 بار قسم بخورد و مظنون را قصاص کند.
در قتل شبهعمد آنها 25 بار قسم میخورند و فرد محکوم به پرداخت دیه میشود.


